سيد علي اكبر قرشي

10

قاموس قرآن ( فارسي )

و روئيدنيها است و مانند آنها نموّ و رشد مىكند به نظر بعضىها « نباتا » حال است . نبذ : انداختن چيزى از روى بىاعتنائى ( راغب ) ديگران مطلق انداختن و طرح گفته‌اند ولى قيد بىاعتنائى در اغلب آيات ملحوظ است مثل * ( فَأَخَذْناه وَجُنُودَه فَنَبَذْناهُمْ فِي الْيَمِّ ) * قصص : 40 . فرعون و لشكريان او را گرفته و به دريا انداختيم و نيز در آيهء * ( فَنَبَذُوه وَراءَ ظُهُورِهِمْ ) * آل عمران : 187 . عدم اعتنا ملحوظ است يعنى از روى بىاعتنائى آن را به پشت سر انداختند و اهميّت ندادند . ايضا در * ( كَلَّا لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ ) * همزه : 4 . ولى در آيهء * ( فَنَبَذْناه بِالْعَراءِ وَهُوَ سَقِيمٌ ) * صافات : 145 . * ( لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَهُوَ مَذْمُومٌ ) * قلم : 49 . كه هر دو دربارهء يونس عليه السلام است ظاهرا مطلق انداختن مراد باشد . در آيات * ( وَاذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا ) * . . . * ( فَحَمَلَتْه فَانْتَبَذَتْ بِه مَكاناً قَصِيًّا ) * مريم : 16 و 22 . انتباذ بمعنى اعتزال و كنار كشيدن است گوئى شخص خويش را بدور مياندازد گويند : « انتبذ فلان : اعتزل و تنحّى فى ناحية » يعنى ياد كن مريم را كه كنار شد از اهلش در مكان شرقى . . . مريم بعيسى حامله شد و او را به مكان دورى بكنار برد . * ( وَإِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ الله لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ ) * انفال : 58 . يعنى : اگر از قوميكه با آنها پيمان عدم تعرض بسته‌اى ترسيدى كه خيانت و عهد شكنى كنند عهدشان را روى عدالت بسوى آنها بيانداز ( تا تو و آنها در از بين بردن پيمان برابر باشيد ، يا تو به عدالت رفتار كرده باشى ) . نبز : * ( وَلا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلا تَنابَزُوا بِالأَلْقابِ ) * حجرات : 11 . در مجمع فرموده : نبز بد لقب دادن است در اقرب الموارد گفته : « نبزه بكذا : لقّبه به » و آن در القاب قبيح شايع است در قاموس تنابز را تعاير